آوینا جـانآوینا جـان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
زیر یک سقف بودنمونزیر یک سقف بودنمون، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
پیوند عــاشقانمون پیوند عــاشقانمون ، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

.::خاطرات خانم کوچولومون::.

طرز دوخت دامن تو تو

 این دامن هیچ نیازی به دوختن نداره اول خرید پارچه ارگانزا یه تور ساده آهار زده و کش یک سانتی (توی اهواز من این پارچه رو متری 2000 خریدم از امام) اول کار که دو متر و نیم پارچه خریدم یک متر سفید یک متر ونیم صورتی که کم بود چون من پرچین دوست داشتم باشه پس دو متر دیگه بعد دوباره بهش اضافه کردم. تقسیم پارچه از عرض همون قسمتی که کش نمی آد وگرنه دامن تون لوله میشه بالا عرض پارچه رو 7 سانت و طول پارچه رو 45 سانت گرفتم که بعد از گره نصف میشه یعنی بلندی دامن حدود 22 میشه    کش به اندازه دور کمر رو به پایه عسلی یا صندلی بستیم و ... گره های خیلی ساده پاپیونیو ...  و کل پارچه دور کش گره زده می...
28 تير 1391

پارسا جونم تولدت مبارک عمه...

  پارسای عمه تولد ٢ سالگیت مبارک عزیزم. الهی 100 نه 1000 نه نمی دونم ولی عمر با عزت داشته باشی و مفید در جامعه. از دیروز به این فکر بودم که چه طوری کنم. گفتم عکسایی که تو گوشیم ازت دارم را بزارم تا شاد بشی....                           ...
28 تير 1391

عکس های اولین عروسی که دخترمون قدم گذاشت به اونجا ...

اولین عروسی ای که دخترمون به اونجا پا گذاشت عروسی دختر خاله مامان اوینا خانم بود که تو شهر ت... و در روز جمعه ساعت 5 الی 11 شب 23 تیر ماه 1391 البته با مراسم عقد کنان برگزار شد. مراسم پا تختی هم ساعت 4 به بعد روز شنبه 24 تیرماه 1391 برگزار شد...البته این عروسی زیاد به من خوش نگذشت چرا که دخترمون چون به سر و صدا عادت نداشت همش در اغوشم بود طوری که یکی از اقوام گفت اگر جا نداری اینجا صندلی هست؟ خدا را شکر لحظه شام خوردن دیگه منو اذیت نکرد و خوابید که تو عکسا عکسش هست .دلیل دومش هم همسرم بود که به خاطر شوهر خاله اش نتونست تو عروسی حاضر بش. اخه دوشنبه شب بود که همسرم به من خبر داد که شوهر خاله اش بر اثر سکته قلبی فوت شده و سه شنبه صبح مراسم تشی...
28 تير 1391

آوینا جغجغه به دست ...

دخترم عزیزم امروز جغجغه ات را بدستت دادم و دیدم چه زیبا در دستانت نگه می داری و تکان می دهی بدون انکه ان را بیندازی... خدا نگهدارت باشه همیشه عزیزم ... بیشتر از من بابا از این صحنه لذت می برد چرا که خیلی وقت بود که جغجغه بدست ندیده بودت اینطوری...         ...
28 تير 1391

آرمان و رضوان و هانا و آوینا و مبینا

آرمان - پسر دختر خاله بزرگه مامان آوینا تقریباٌ 7 ساله رضوان - دختر دختر خاله کوچکه مامان آوینا سه چهار روزی از هانا دخترخاله آوینا بزرگتره... یعنی تقریباٌ 2 سال و 9 ماهه مبینا و هانا - دخترخاله های آوینا       ...
28 تير 1391

عکس کودکی همسرم تو عروسی داییش...

وقتی چند روز پیشا رفته بودیم خونه مامان بزرگ دخترمون (مامان بابای اوینا) با ورق زدن البوم تصاویر گذشته اشون یه عکس جدید از همسرم پیدا کردم که احساس کردم اوینا شبیه اونه. شما نظر بدید؟   ...
28 تير 1391